جشن یلدا یا شب چله یکی از کهن ترین جشن های ایرانیان فرهیخته  و بزرگ است .

واژه یلدا واژه ایرانی و پارسی است واز دو واژه یل و دا برساخته شده است . یل در زبان ایرانی و پارسی به مانای ( معنای ) بزرگ ، تنومند ، نیرومند و…و دا به مانای بلندی و زمان است .

دا در برخی واژگان به چم روز و زمان می باشد و همچنین در برخی از زبانهای ایرانی به مانای مادر نیز می باشد .

یل ( بزرگ ، تنومند ، نیرومند ) + دا ( بلندی و زمان) = یلدا

«دا» و «دی »  هم خانواده می باشد و دی به زبان های اروپایی راه یافته و واژه day در زبان آنها کاربرد یافته است . حتا واژه های روز های هفته ی انگلیسی برگرفته از روزهای هفته ی کهن ایرانی است . خورشید روز ، ماه روز ، و..

واژه فردا یا پردا که در زبان پهلوی به گونه ی فرتاک به کار رفته نیز مانای روز پسین یا زمان پسین رامی دهد  .

دا در دار ( درخت ) به بلندی آن نمود دارد .

دا به مانای دادن و بخشش و آفریدن نیز می باشد .( در پارسی هخامنشی )

دا= بلندی ، زمان ، آفرینش ، دهش ، مادر

بلند بزرگ ، درازترین زمان ، شب نیرومند ، مادرِبزرگ و نیرومند، مادر نیرومند ، کسی که فرنود زایش خورشید می شود مادر نیرومندی است . بخشش بزرگ ، یا آفرینش بزرگ.

فرنود = دلیل

در برخی از دانشنامه ها ( ویکی پدیا ) و کتاب ها که نمایان نیست به کدامین گواه درباره واژه یلدا واکاوی نمودند به غلط گفته اند که «یلدا» برگرفته از واژهٔ سریانی ܝܠܕܐ به‌معنای زایش است. که این اشتباه است که یلدا ریشه سریانی داشته باشد چرا که ریشه همه ی  زبانها به زبان ایرانی جیرفت بر می گردد که سومری ها به آن  شهرآیین (تمدن) بسیار پیشرفته ی آرتا می گفتند که پایه بسیاری از سازوند ( صنعت ) های سومر نیز بوده است .و اینکه آیا یلدا چم زاییدن را می دهد باید گفت  که یلدا بزرگترین شب سال است  ودر واژه مانای پادشاه شبها  یا بلند ترین شب را نیز می دهد و آغاز چله ی بزرگ زمستانی  پس از برای این می تواند آغازگر و زایشگر باشد و از سوی دیگر پس از دوره یخبندان خورشید در این زمان رخ نشان داده است پس آن را زایش خورشید نیز خواندند چراکه بزرگترین شب سال پیوند می خورد به زایش خورشید پس از سالها ( آغاز تابش خورشید از دل بلندترین شب ).  ولی باید گفت که این واژه از زبانهای ایرانی به این زبان( سریانی ) و سپس به زبان عربی راه یافته است و واژگانی چون والد ،ولد و… ازاین واژه کهن ایرانی برساخته شده یا به گفته استاد مجید روهنده جعل گشته اند . یلدا هرگز ریشه سریانی نداشته که باید گفت ریشه ایرانی دارد و به زبان سریانی که یکی از گویش های زبان آرامی است اندر شده است .

جشن یلدا

      هزاره نخست خورشیدی ایرانی،  تمدن های کهن ایران در کناره دریای پارس ( خلیج فارس ) بنیان داشتند (قرار داشتند)،  و در آن زمان سرزمینهای شمالی ترِ بر جای مانده ( بقیه مناطق شمالی تر) و  پهنه (فلات ) ایران، در سرمای برجای مانده از فرجامین دوره یخبندان بنیان داشت ( در باقی مانده سرمای آخرین دوره یخبندان قرار داشت).  کناره دریای پارس سرزمینی سوزان و گرم بود (حاشیه خلیج فارس منطقه حاره بود )،  و دارای دو فرگرد( فصل ) بارندگی و خشک بود،  و نوروز در زمستان جای می گرفت و زایش خورشید را در نخستین ماه زمستان یلدا می گفتند و جشن می گرفتند.

      سپس در  درازنای (طول ) هزارها و با  رهسپاری (مهاجرت  )به دیگر نقطه های چهار فصلی ایران،  یلدا نیز جایگاه خود را یافت،  و این یلدا به اروپا رفت و همچنان آغازگر سال با دید نوی دین مسیحی شد.  وانگهی خودبخود در درازنای زمان و  جایگاه (مکان ) کمی دگرگونی در گاهشمار و روز درست شد.  گوی های قرمز بر سرو آریایی، انار ایرانی است،  و ستاره بالای این درخت نماد خورشید است.  در این شب با خوردن هندوانه قرمز و انار قرمز آن را شکوهمند برگزار می کنیم.

      ایرانی ها در زمان شاد گذشته برای هر یک از سی ‌روز ماه نامی  داشتند،  وانگهی نام دوازده ماه سال نیز در میان آنها می باشد.  هر ماه که نام روز با نام ماه بر هم یکی می‌ شدند،  آن را به نیک شگون گرفته و آن روز را جشن می‌ گرفتند. بیشتر جشن ها  که امروز برگزار می ‌شوند،  و یا فراموش شده‌اند،  ریشه در آئین کهن شاد و پویا زیستن دارد.  در  سنگ نبشته های  (کتیبه ‌های ) هخامنشی شادی و جشن برکت الهی اهورایی خوانده شده است،  آنها می دانستند که به این رویه  همبودگاهی تندرست (جامعه ای سالم ) خواهند داشت.

      مردم ایران در برابر روزی ها و تندرستی بخشیده شده به آنان،  به جشن شادمانی نیایشی می‌ پرداختند،  و با آگاهی و خشنودی به نیایش و ستایش ایزدان و برکت های زیست بوم ( طبیعت ) و تاریخ می ‌پرداختند.  آیین شب یلدا یا همان شب چله،  یکی از جشن های بسیار با ارزش ایرانی ها می باشد،  آیینی که خود را وابسته به انجام آن میدانند.  در همه ایران و حتی برون از ایران،  که شماری ایرانی زندگی می کنند،  این آیین همچنان انجام می شود،  و فراموش نشده است.

   ریشه چلّه‌ ـ  شماره چهل از گذشته ‌های دور جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ ایران بزرگ داشته است،  ایرانیان باستان زمستان را به دو بخش چهل روزه  بخش (تقسیم ) کرده‌اند،  چله بزرگ و چله‌ کوچک.  شب پایانی آذر از آن روی چله نامیده شده است،  که آغاز چله بزرگ و آمدن سرمای زمستان را هشدار می‌ دهد.  درست چهل روز پس از شب چله،  جشن سده به پایان رسیدن چله بزرگ زمستان را یادآور می شود.  در چهل روز دوم سرمای زمستان کم‌تر است،  و آسیب کم ‌تری می‌ رساند،  و از آن روی آن را چله‌ کوچک می‌نامند.

یلدا در چامه های پارسی :

چون ازخم زلف چهره بنمایی <><>  خورشید براید ازشب یلدا  …  قاآنی

ای لعل لبت به دلنوازی مشهور <><> وی روی خوشت به ترکتازی مشهور

با زلف توقصه ییست ما را مشکل <><> همچون شب یلدا به درازی مشهور  …  عبید زاکانی

قندیل فروزی به شب قدر به مسجد <><> مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا  …  ناصر خسرو

چون حلقه ربایند به نیزه،تو به نیزه <><> خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا  …  عنصری

چشم جان را سرمه اش اعمی کند <><> روز روشن راشب یلدا کند  …  اقبال

همه شب های غم آبستن روز طرب است <><> یوسف روزبه چاه شب یلدا بینند  …  خاقانی

بادآسایش گیتی نزند بردل ریش <><> صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود  …  سعدی

هنوز باهمه دردم امید درمان است <><> که آخری بود آخرشبان یلدا را  …  سعدی

نظر به روی توهربامداد نوروز است <><> شب فراق تو هرشب که هست یلداییست  …  سعدی

از افق سرمی کشد خورشید خون آلودصبح <><> خود به پایان می رسد آخرشب یلدای من  …  کمال

تا درسرزلفش نکنی جان گرامی <><> پیش توحدیث شب یلدا نتوان گفت  …  خواجوی کرمانی

یلدای ایرانی بر همگان خجسته باد .

بن مایه ها : استاد انوش راوید .  فرهنگ ایران باستان پورداوود ،ویکی پدیا ، پارسی گویان ،واژه یاب

شب یلدا
شب یلدا

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید