یادداشتی بر رخشاره هزارتوی افسانه ای ( هزارتوی پن

0
31

نویسنده : آرتیمیتا

یادداشتی بر رخشاره هزار توی پن

داستان رخشاره (فیلم ) بر محور واقعیت و خیال می چرخد  و آنگاه که از جهان واقعی خسته میشوی پس به دنبال جهان خیال می روی ، در این فیلم واقعیت و خیال با هم آمیخته شده است.

اوفیلیا دختر داستان فیلم ، دختری ست کتابخوان و قصه گو .او برای برادرش که در درون مادر ،روزگار می گذراند و هنوز  پا نگذاشته به جهان واقعیت، قصه  می گوید و او را آگاه می سازد خیال چیزی فراتر از واقعیت است در حقیقت این پرنیان خیال است که به زندگی رنگ می دهد کسی که سرو کاری با داستان و سفر به سرزمین خیال ها ندارد بویی از زندگی نبرده است .

اوفلیا

کاش جهان خیال انگیز ما هم مانند جهان خیالی اوفیلیارنگ واقعیت می گرفت و ما را از این واقعیت های دور می کرد کاش من هم مانند اوفیلیا بودم او در ظاهر تنها بود ولی در درون پنهانش پر از دوستانی بود که تنها با چشم دل می توان دید .

کاش مادرش بعد از مرگ پدرش با آن مرد نظامی خشک و بی احساس ازدواج نمی کرد شاید سرنوشت این گونه بود تا اوفیلیا از سوی ناپدری اش به پدر و مادرش بپیوندد.

از دیدگاه من بخش پایانی فیلم نهایت عشق خواهر به برادر را نشان می دهد و گویی او در راه نگه داشتن برادر  شهد شیرین شهادت را نوشیده است .

هزارتوی افسانه ای

پارسی پالایه شده

داستان رخشاره  بر  گشتگاه راستینگی و پندار می چرخد  و آنگاه که از جهان  راستینه (واقعی ) خسته میشوی پس به دنبال جهان  پندار (خیال ) می روی ، در این رخشاره راستی و پندار (واقعیت و خیال ) با هم آمیخته شده است.

اوفیلیا دختر داستان ، دختری ست کتابخوان و داستان گو .او برای برادرش که در درون مادر ،روزگار می گذراند و هنوز  پا نگذاشته به جهان راستی یا واقعیت،داستان  می گوید و او را آگاه می سازد  پندار (خیال ) چیزی فراتر از راستینگی است به راستی این پرنیان  پندار (خیال ) است که به زندگی رنگ می دهد کسی که سرو کاری با داستان و سفر به سرزمین خیال ها ندارد بویی از زندگی نبرده است .

کاش جهان  پندارین (خیال انگیز) ما هم مانند جهان  پندارین (خیالی ) اوفیلیا رنگ راستینگی می گرفت و ما را از این واقعیت های دور می کرد کاش من هم مانند اوفیلیا بودم او گرچه تنها می نمود ولی در درون پنهانش پر از دوستانی بود که تنها با چشم دل می توان دید .

کاش مادرش پس از مرگ پدرش با آن مرد ارتشی (نظامی ) خشک و بی احساس ازدواج نمی کرد شاید سرنوشت این گونه بود تا اوفیلیا از سوی ناپدری اش به پدر و مادرش بپیوندد.

از دیدگاه من بخش پایانی رخشاره عشق بی کران خواهر به برادر را نشان می دهد و گویی او در راه نگه داشتن برادر  شهد شیرین شهادت را نوشیده است .

تندیس اوفلیا

دریافت رخشاره هزارتوی افسانه ای یا هزارتوی پن

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید